فاطمه جان احمدى
167
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
باشد . « 1 » در اواخر قرن چهارم ، عالمان و دانشمندان در زمره بزرگان دولتى ، صاحب القاب فاخرى چون « شيخالاسلام » شدند و اين لقب به سرعت ميان اهل علم رواج يافت و اين خود گوياى بزرگى و مكانت جايگاه عالمان و معلمان است . « 2 » يكى ديگر از دلائل مؤيد جايگاه والاى اجتماعى استادان شرايط حضور دانشجويان در محضر استاد و يا باريافتن استاد به كلاس درس در تاريخ مدارس اسلامى است ؛ بدين بيان كه استادان و دانشجويان به موضوع طهارت و وضو ساختن پيش از آغاز درس توجه و اهتمامى ويژه داشتند . ظاهر آراسته و خضوع و خشوع دانشجو و حتى نحوه نشستن او در كلاس درس بر ابهت استاد و دانشجو مىافزود . « 3 » در واقع غسل و وضو و عطرآگين كردن جزو اصول استاد و شاگردى بود . 2 . معيد از قرن پنجم هجرى به بعد در پيوند با مدارس علمىِ تماموقت چون نظاميه ، ساختار نظام آموزشى نيز شكل بهترى يافت . از اين پس عنوان جديدى پديد آمد كه به آن « معيد » « 4 » گفته مىشد . معيدان يا استادياران كسانى بودند كه در كار تدريس ، دستيار استاد به شمار مىآمدند و در امر آموزش به دو كمك مىكردند . اين افراد عمدتاً شاگردان برجسته همان استاد بودند كه افتخار دستيارىاش را مىيافتند . براى نمونه ، ابواسحاق شيرازى در ميان شاگردان استاد ابوطيّب طبرى ، دانشجويى برجسته بود . از اينرو ، طبرى او را به مقام دستيارى در كلاس خود گمارد و پس از چندى از سرآمدان عصر شد « 5 » و رياست كرسى نظاميه بغداد را كسب نمود . « 6 » قلقشندى وظيفه استادياران را اينگونه بازمىگويد : مدرّسْ درس خود را بيان مىكرد و مىرفت و معيد گفته و سخنان استاد را از نو براى دانشجويان بازگو مىنمود تا آن را بفهمند و خوب فراگيرند . « 7 »
--> ( 1 ) . حموى ، معجم الادباء ، ج 6 ، ص 310 . ( 2 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، ج 2 ، ص 217 . ( 3 ) . تلمسانى ، نفح الطيب فى غصن الاندلس الرطيب ، ج 1 ، ص 335 . ( 4 ) . امروزه در سلسله مراتب دانشگاهى ، معيد ( / بازگوكننده و تكراركننده ) در اصطلاح عرب همرتبه بامربى است . ( 5 ) . ابن خلّكان ، وفيات الأعيان و انباء ابناء الزمان ، ج 1 ، ص 29 . ( 6 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 10 ، ص 38 . ( 7 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 464 .